أبو القاسم جنيد الشيرازي ( مترجم : عيسى بن جنيد الشيرازي )

19

شد الإزار في حط الأوزار عن زوار المزار ( مزارات شيراز ) ( ملتمس الأحباء ) ( تذكره هزار مزار ) ( فارسى )

اصرار كرده است تا وى خطابت و تذكير آنجا را پذيرفته و چون بيمار شده دختران خود را بمريدان خويش داده و كتابها و سجادهء خود را هم بخش كرده و هرچه در خانه داشته بخشيده و حتى وصيت كرده است جامه‌اى را كه در بر داشته بتنگ‌دستى كه خدمت او را مىكرده است بدهند و مؤلفات و خطبه‌ها و اشعار تازى ازو مانده كه برخى از آنها در شد الازار آمده و شب عيد اضحى سال 634 درگذشته و روبروى پدرش او را به خاك سپرده‌اند . سعد الدين محمد بن مظفر جد چهارم جنيد برادرى هم داشته است بنام شمس الدين ابو المفاخر عمر بن مظفر كه ترجمهء او را هم در شد الازار آورده و از آنجا معلوم مىشود كه از دانشمندان زمان و از شاگردان قاضى سراج الدين ابو العز مكرم بن ابى العلاء و معاصر امام فخر رازى بوده و امام فخر را مىستوده و كتابهاى او را انتشار مىداده و با او مكاتبه داشته و از شيخ ابو الفتوح عجلى و طبقهء او روايت مىكرده و نيز از شيخ شهاب الدين سهروردى عارف مشهور روايت كرده و با او ديدار كرده و با هم به حج و پس از آن ببغداد رفته‌اند و قسمتى از كتاب عوارف المعارف را برو خوانده و محدث و راوى و متكلم و جامع منقول و معقول و فروع و اصول بوده و در هجده سالگى كتابى نوشته كه فحول آن را ستوده‌اند و در عربيت و فقه و نجوم و طب و حساب و جز آن كتابهاى بسيار داشته از آن جمله كتاب الاربعين بنام « دار السلام فى مدار الاسلام » و « كتاب المحصل فى شرح المفصل » و « كتاب الهدايه » و « كتاب التبيان » و « كتاب الفرائض » و « زبدة الادراك فى هيئة الافلاك » و « كتاب المدخل فى النجوم » و « تلخيص البيان فى تخليص الابدان » و « منهاج الاريب فى احتياج الى الطبيب » و جز آن مقطعات بسيار در ضوابط علوم و تسهيل قوانين آن داشته و شعر تازى هم مىگفته كه برخى از آن در آن كتاب آمده و در ربيع الاخر 632 دو سال پيش از برادر خود سعد الدين محمد بن مظفر در هفتاد و سه سالگى در شيراز درگذشته و روبروى گور برادرش و پشت گور مادرش او را به خاك سپرده‌اند و مادرش زنى دانشمند و پارسا بوده و قرآن مىدانسته و سيرين نام داشته و ازين قرار